زين العابدين شيروانى
613
بستان السياحه ( فارسي )
آن ولايت و نواحى آن مشهور بقلم روعلى شكر شده است كويند هزار و هشتصد چشمه در ميان شهر واقع است و قبور امامزادكان و سادات عظيمالشّأن و مشايخ بلندمكان در آن ديار فراوانست منجمله امامزاده محسن در دو فرسخى در پاى كوه الوند در ميان جبال واقع و سمت شمالش فىالجمله واسع است در موسم بهار رشك نكارخانهء چين و غيرت خلد برين است و ابو دجانه انصارى در خارج شهر آسوده و اسماعيل بن موسى الكاظم ( ع ) در ظاهر شهر در طرف جنوب مدفون شده و حسين بن على النقى ( ع ) در وسط شهر قرب مسجد جامع مدفونست و قبر بابا طاهر اندرون شهر بر بلندى اتّفاق افتاده و جمعى از سادات عالىدرجات در اندرون شهر آسودهاند از ولايت همدان اولياء دين و مشايخ معرفت قرين بسيار ظهور نمودهاند منجمله شيخ ابو البركه و سيّد على و خواجه ابو يعقوب از اكابر صوفيّه بودهاند و صاحبان تصانيف كثيره بودهاند مردم همدان عموما شيعىمذهب و قريب پانصد خانه موسوى و سيصد خانهء علىاللّهى و همكى خالى از خشونت و شرارت نباشند و مفسد و معاند و درشت كوى و زشت خوى باشند ليكن همواره در آن ديار نيكان و خوبان بوده و طريق فضائل انسانى و كمالات نفسانى پيمودهاند راقم بكرّات و مراّت آنجا را ديده و بصحبت بزركان و نيكان آن ديار رسيده است طريق تفصيل آنها طول دارد بذكر دو نفر ايشان اختصار مىنمايد ذكر عالم معالم ربّانى و عارف معارف حقّانى القتيل فى سبيل اللّه مولانا عبد الصّمد همدانى طيّب اللّه ثراه اعلم علماى روزكار و افضل فضلاى آن ديار بود و در علوم اجتهاديّه كمتر كسى به آن جناب سبقت مىنمود و در زهد و تقوى و پرهيزكارى درجهء عالى داشت و از مراتب طاعت و عبادت و رياضت و مجاهده دقيقه مهمل نمىكذاشت تحصيل فضائل انسانى و كمالات نفسانى در مشهد حسين ( ع ) نمود و قرب چهل سال در همان ديار مجاورت اختيار فرمود و از اكثر علوم حظى وافر و بهرهء متكاثر يافته بود على الخصوص در منقولات سرآمد روزكار و مسلّم صغار و كبار بود و قريب بسى سال بمسند اجتهاد نشسته فتوى داد بالاخره طريق اجتهاد را ترك كرده روى توجّه بطلب آخرت نهاد و چون از معالم علوم ظاهرى فيض كامل نيافت لاجرم دست طلب كريبانكير او شده بوادى جستجوى شتافت و آخرالامر در همان ديار به دلالت جناب مرشدنا مجذوبعلى شاه قدّس سرّه به خدمت سيّد معصومعلى شاه و نور على شاه قدّس سرّهما رسيد و بامر آن دو بزركوار از خدمت حسينعلى شاه قدّس سرّه بشرف ذكر خفى و فكر مشرّف كرديد و جمعى از آن طايفه را در همان مقام شريف ملاقات نمود مانند جناب سيّد مظهر على تونى و جناب رونقعلىشاه و حسن مست قدّس اللّه اسرارهم و از يمن توجّه آن بزركواران بمقامات عاليه مشرّف كشت وصيت فضائل صورى و معنوى آن جناب از اين و آن دركذشت مدّت هشت سال در خدمت آن بزركواران بتكميل باطن كوشيد و از علماى ظاهر زحمت بسيار كشيد و زهر ملامت از دست ابناى زمان فراوان چشيد تا آنكه در سنهء هزار و دويست و شانزده هجرى در ماه ذىحجّه از تيغ جور وهابى شربت شهادت نوشيد رحمة اللّه عليه قبل از وقوع اين حادثه مكرّر فرمودى كه عنقريب اين محاسن سفيد را به خون خود سرخ خواهد ديد در حين شهادت عمر شريفش كوئيا از شصت سال متجاوز بود راقم آن جناب را ديده و به خدمتش رسيده بود و با والد فقيه طريق محبّت و مودّت مىپيمود و كتب مفيده در فقه و اصول و علم طريقت از آن بزركوار در صفحهء روزكار باقى است منجمله كتاب بحر المعارف در علم طريقت از براى اهل سلوك بسيار پرمنفعت است راقم قليلى بر سبيل تيمّن و تبرّك در اين مجموعه مرقوم مىنمايد در كتاب بحر المعارف مسطور است كه چون دانستى كه طريقهء شطّار بهترين طرق الى اللّه است بدانكه آن طريقه حاصل نمىشود مكر بذكر الهى و اشارهء مرشد كامل راه يافته و مشايخ كفتهاند هر نفس كه برمىآيد هوست و چون فرومىرود حىّ است نظم هرچه بينى ذكر يزدانست و بس * مىدهد بر اين كواهى هر نفس و در مصباح الشّرعيّه عن الصّادق ( ع ) من كان ذاكرا للّه على الحقيقة فهو مطيع و من كان غافلا عنه فهو عاص و الطّاعة علامة الهداية و المعصية علامة الضّلالة و اصلهما من الذّكر و الغفلة بيت هرآنكو غافل از حق يكزمان است * در آن دم كافر است امّا نهانست اكر آن غافلى پيوسته بُودى * در اسلام بر وى بسته بُودى در حديث از جناب امير ( ع ) مرويست از براى تحصيل علم كشف آلاتى چند قرار داده است بعضى اصل آن را دو چيز قرار دادهاند ذكر و فكر و بعضى سه چيز اوّل ذكر دويّم مراقبه سيّم فكر و ذكر بتقسيم اوّلى به دو قسم است خفى و جلى